تبليغاتX
عاشقانه ها
فقط برای SH
  • میدونی غم دیدنو زجر کشیدن خیلی سخته
  • دلمو تو غبار نامهربونی ها شکستن
  • قلبمو له کردن هر دم احساس میکردم قلبم تو مشت یه نامرد
  • داره فشرده میشه صدات کردم صدامو نشنیدی
  • قلبمو ندیدی ولی من نا امید نشدم همیشه با خاطر هات بودم
  • با یاد اون چشات اون دستای توانات
  • اون بوی نوازشگرموهات منم که خراب ومست بودم همیشه
  • نمیدونم چیکار کنم با عشقت با لبخندت با...
  • پرنده کوچیک دلم زیر هجوم نگاهای سنگینت له شد
  • میشه پرنده قشنگمو آزاد کنی منو نوازش کنی
  • دارم میمیرم دارم از بین میرم اما تو
  • تو بی اعتنایی...............!!!!! 
  •  

    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 17:47
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

     

    فقط SH

     

     

    + نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 18:21
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
     

    ماه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره

    دنیامـون یـه عـالمه آدم خوب و بد داره

    ماه من غصه نخور گریـه پناه آدماس

    تر و تازه موندن گل مال اشک شبنماس

    ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه

    اونـی که غصه نداشته باشه آدم نـمی شه

    ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خـدا

    هردو مون دعا کنیم تـو هم جدا مـنم جدا

     

                                              SH

    patogh ir patogh irpatogh irpatogh irpatogh ir

     patogh irpatogh ir

    patogh irpatogh irpatogh ir

    SH

     

    ای عشق من با تمام وجود دوستت دارم.

    + نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 12:18
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

     

    عالم

     عاشق ومعشوق صفایی دارد

     

    عمر فانی است ولی عشق بقایی دارد

     

    پیش عشاق به جز صحبت معشوق مکن

     

    هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

     

    در گرفتاری ایام ز کس چاره مجوی

     

    هر کسی در همه احوال خدایی دارد

     

    تا توانی گره از مشکل مردم بگشای

     

    که گشودن گره خلق صفایی دارد

     

    بی ریا باش که محبوب خلایق باشی

     

    نیست محبوب هر آنکس که ریایی دارد

     

     خود عهد بستم بار دگر که تو را دیدم بگویم از

     

    تو

                                                                     دلگیرم

                                                ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم

     

     

     

     

     

    + نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 12:7
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    می دونی فاصله بین انگشتات برای چیه؟

    برای اینه که یه نفر با انگشتاش این جای خالی رو پر کنه

     پس به دنبال دستی باش که تا ابد بتونه دستتو بگیره

    ولی افسوس .

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:33
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    اشک

    اگه می تونستم توی دنیا یک چیز دیگه باشم

    میخوام اشک تو باشم

    که توی چشمات متولد بشم

    روی گونه هات زندگی کنم و روی لبت بمیرم

    همین . فقط بمیرم...............

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 0:47
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    به نام کسی که هیچ وقت غروب نمی کند

    عزیز من :

    من نیز مانند ان پرنده بر سینه تو جان خواهم داد

    ای انکه چنان دوستت دارم که چنان دوستت دارم که ارزو دارم که با

     

     عشق تو زنده بمانم

    و به عشق تو جان سپارم

    فقط افسانهفقط افسانهفقط افسانهفقط افسانه

    فقط افسانهفقط افسانهفقط افسانهفقط افسانه

     

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 0:36
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه

    ولی من به دلم یاد دادم که اگه شکست

    لبه ی تیزش دست اونی که شکست نبره



    TinyPic image

    اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی

    اسمت رو گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی

    اسمت رو گذاشتم جونم

    که با رفتنت من هم برم

    TinyPic image

    TinyPic image

    SH

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 0:13
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    اگر بپرسی :

    به چه عشق می ورزی؟

    می شنوی : زندگی!

    اگر بپرسی :

    از چه می ترسی؟

    می شنوی : زندگی!

    اگر بپرسی :

    به چه می خندی؟

    می شنوی : زندگی!

    زندگی دیوانه وارترین تجربه یی ست

    که امکانش به ما داده شده!

    فرصتی برای انسان شدن

     

    و انسان ماندن!

     

    SH 

    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 23:37
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال

    من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را

    گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم .

     

    + نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 23:29
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    هرگز نگو كه دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نمي دهي درباره

    احساساتت سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز دستي را نگير وقتي

    قصد شكستن قلبش را داري هرگز نگو براي هميشه وقتي مي داني كه جدا

    مي شوي هرگز به چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري به كسي

    نگو كه تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر مي كني هرگز قلبي را

    قفل نكن وقتي كليدش را نداري هرگز سلامي نده وقتي مي داني كه

    خداحافظي در پيش است.

    + نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:20
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

     

    نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر

    تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه

    برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي

    بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر

    زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي.

    + نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:12
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن

    اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه

    زندگي من هستي.

    + نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:4
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه

    هات ميخنده اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ

    ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به

    حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن

    بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري .

    + نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:51
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    كسي منتظر توست كسي به رنگ هيچ كس دلتنگ

    ديدار توست يودي وبودنت باور نبود رفته اي و جاي

    خاليت هميشه روبروي تنهايي هاست بايد دلبسته نمي

    شد آنكس كه رفته است باز نخواهد گشت اين آروزي

    طولاني به ثمر نخواهد نسشت بايد كه فراموش كرد

    بايد راهي شد تا روزها سپر شوند ...

    + نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:45
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    دنبال کسی نباش بتو نی باهاش زندگی کنی

    دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی


     

    + نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:5
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

     

    هر وقت دلم برات تنگ میشه

    میرم و پشت ابرا میشینم و گریه میکنم

    پس هر وقت دیدی که بارون می یاد

    بدون که من دلم برات تنگ شده

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:55
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.

     

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:51
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

            

    گفتی دوست دارم! گفتم به اندازه چی؟ گفتی به اندازه اسمان گفتم: به

    وسعت همان؟ گفتی: دریا گفتم: به عمق همین؟ گفتی به عمق دلم که

    بزرگتر از هر دریایی است. حالا که مدت ها گذشته می بینم دلت واقعا

    عمق دارد چون چند نفر دیگه هم بعد از من امده اند و هنوز هم جا دارد.

    + نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:31
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 23:39
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق

    چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه

    گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟

    پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشك از

    ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست....

     

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:40
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست

    پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو

    داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون

    دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره.

    بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه

    لبخند تلخ بهش زد و با ناراحتی گفت :

    مراقب چشماي من باش.

     

    SH

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 11:42
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
     

     اگه دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم

    ميگزرد ...اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش ميكردم تا محلول

    با محبت شود ... ا ... اگر دبير جغرافي بودم ميدونستم كه خوش آب و

    هوا ترين منطقه آغوش گرم توست ...اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني

    ميگفتم دوستت دارم ...واگر دبير زيست بودم مي نداختمت جاي

    كوچكي كه بهت ضربه ميزننواز ديواراش خون مي چكه ولي تو ناراحت

    نشو چون اونجا قلبمه . 

                

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0:54
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
    خدا حافظی برای تو چه آسان بود

                                    ولی قلب من از این واژه لرزان بود

    خداحافظی برای تو رهایی داشت

                                    برای من غم تلخ جدایی داشت

    خداحافظ تو ای غروب محبوب من

                                    خداحافظ ای طلوع تو غروب من

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0:48
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند...

    آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند...

    آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند...

    دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند...

    فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است فکر کن گریـه چـه زیباست، بخند...

    صبحِ فردا به شبت نیست که نیست, تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند...

    راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند...

    آدمــک نغمــه ی آغــاز نخوان به خــدا آخــر دنیـاست، بخند ...

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0:47
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0:33
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

                        خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر

                      اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس

                      ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از

                     روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش

                                     دوست داشتن رو داره

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 0:30
      به قلم: یه عاشق  | 

    برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری